تارفتنت را نبینم...
شعر و طرح
تارفتنت را نبینم...
باورهایمان به بیراهه رفته است.....
نه عکس توست
نه دل من...........
کدامین راه
قسمت دهم
که دیگر وسعت نفس هایم این جاده را پر نخواهد کرد
به کدامین جاده سوگند یاد کنم
که دیگر دلتنگیم در قطر این کلمات جای نمی گیرد
به کدامین راه فریاد زنم
دیگرنامت برای نسیم هم آشنا نیست
دیگر رد پایی از دور پیدا نیست
به کدامین جاده باید ببرم
سایه های دلتنگی و دریای اضطرابم را
نمی دانم؟؟؟
به کدامین جاده
به کدامین راه
قسمت دهم......
پاییز
زمستان
تابستان
همه می گذرند.
و من هم چنان می اندیشم
کدام راه را بروم که به بن بست نرسد.......
ارزوهایی را که پشت کوه ها پنهان کرده ام را یاداور است
ولی خش خش برگ ها...
بودنم را زیر سوال می برد......